الان که داشتم مرور می کردم چی کارا کردم خیلی از دست خودم ناراحت و عصبانی شدم !
تقریبا میشه گفت دو هفته رو به باد دادم!
اصلا اصلا از این سبک درس خوندنم راضی نیستم
این مریضی کوفتی یهویی ام سه روز تموم منو از پا درآورد
دو هفته خیلیه ها ، دلم می خواد گریه کنم!
من احمق دو سال تموم وقت تلف کردم چون عین آدم نمی فهمیدم با خودم چند چندم...
البته شرایطم بی تاثیر نبود
الان میدونم امسال پزشکی تهران نمیارم!
الان شاید فکر کنین اینا همه نا امیدیه اره هست ولی واقع بینی هم هست راستش !
من دوسال وقت هدر دادم و الان باید برای جبران این دو سال
یه سال سخت داشته باشم
تا سال بعدی که می مونم پشت کنکور کارم راحت تر شد
مشاور من با این که شاید سی و خورده ای اینا باشه خودش یکی از نخبه های ریاضی فیزیکه
شاید براتون سوال پیش بیاد خب این آدم نخبه چرا با این که تو دانشگاه تهران عمران خونده
حالا چرا سالهاست داره مشاوره کنکور کار می کنه؟
خب جوابش واضحه ، این کار براش درآمد بیشتری داره و خب خیلی تو این کار موفقه
این مشاوری که می گم یه موسسه مشاوره تحصیلی داره
همون قدر که به خاطر گستردگی کارشون مشاوره گرفتن از موسسه سوم کار آسونیه
این که یه نفر رو خودش به عهده بگیره به شدت کار سختیه
آدم حسابی کار بلدیه ولی سخت گیر
مو به مو کتاب درسی و کتابهای کم درسی خوب رو حفظه
و هر سال خودشم کنکور رو می ده...
همه اینا رو گفتم که بدونین آدمیه که خیلی تسلط داره رو همه چی
و مثل بقیه مشاورا که در اصل مشاور نیستن و پلنر ان نیست که
خودش دنبال دانش آموز بدو عه تویی که در واقع باید دنبالش بدویی
معمولا بچه های شانس رتبه و خیلی قوی رو خودش قبول می کنه ولی
قانونش اینه که داوطلبی که در جا بزنه رو نمی پذیره حالا هر خری باشه
حالا من دو هفته وقت تلف کردم و دروغ گفتم تو گزارشام
دوهفته هی اشتباه خوندم و درست حسابی نخوندم
هی برنامه مو شیفت کردم روز بعد قول دادم قوی تر می خونم فردا ولی نشده
حالا اون با این حجم تسلط اگه فردا زنگ بزنه برای برنامه جدید دادن بهم
و اگه خدای نکرده سوالی بپرسه و من نتونم جواب بدم باید چی کار کنم؟
اصلا اگه برنامه هفته بعدمو بهم بده
می تونم این حجم عقب موندگی این دو هفته رو کنارش جبران کنم؟
می ترسم از این که ریجکتم کنه یا اصلا از موسسه دیپورتم کنه!
من اولش گفتم داوطلب قوی ای نیستم و اونم می دونه دوسال وقت هدر دادم
رو حساب فرزانگانی بودنم و تلاشم و یه سری چیزای دیگه قبولم کرده!
اصلا دوست ندارم ازم نا امید بشه یا بیخیالم شه !
نمی دونم خودمم این چه غلطی بود که کردم و چرا اینجوری وقت هدر دادم!
مخصوصا که از ترسم دروغم گفتم و اوضاع خیلی بده
هفت و بیست و یکم شهریور باید آزمون قلم چی بدم که اولین آزمونای قلم چیمه!
قبلا سنجش می دادم فقط....
قلم چی ام که سوالاش غولین واسه خودشون :/
تازه ۴ مهر آزمون جامع دهم و یازدهمه و این یعنی اوج فلاکت
چون میدونم جمع نمیشه ده و یازده تا اون موقع
و این یعنی تراز بد آوردن و ادامه ماجرا
خدا فقط به دادم برسه
هیچی اونجوری که می خواستم و باید می شد نشد
همش تقصیر حجم بالای فراخ بودن و بادیه که این مدت پشتم خورده !
خدا خودش کمکم کنه
برام دعا کنین ترخدا که زنگ زد سوتی ندم و بد نشه
دعا ام کنین بتونم درست و حسابی درس بخونم که جبران سه
خیلی اوضاع سختی دارم ، زیادی فشار رومه که اصلا برام خوب نیست ولی چاره ای ام نیست!
حالم خیلی بده ولی امیدوارم بتونم جبران کنم !
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد