تنهاتر از تنها

آخرین فعالیت‌های تنهاتر از تنها

درباره تنهاتر از تنها

تنهاتر از تنها

سه شنبه سی ام مهر ۱۳۹۸
21:20
شنبه بیستم مهر ۱۳۹۸
17:25

دیشب داشتم با یکی از دوستام چت می کردم که حالم بهم خورد

انقدر سرفه کردم که کارم به سرفه خونی رسید

تا صبح به زور مسکن یکم خوابیدم

به مامان نگفتم سرفه هامو

چون اونموقع لو می رفتم قطعا

اما به خاطر چیزای دیگه و حال بدم

صب مدرسه نرفتم و به اصرار مامان رفتیم بیمارستان

اونجا عم تصمیم گرفت کلا یه چکاب کامل بشم

هیچی دیگه کلا زا به را شدم

خودش که رفت پی کار خودش

منم سپرد دست یکی از پرستارا

که خدا رحم کرد از اون خوش اخلاقاش بود

وگرنه حوصله این که بخوام با اونم سر و کله بزنمو نداشتم

اول معاینه فیزیکی بدن بود که یه سری معاینات کلی بود

البته بماند من برای مامو گرافی نرفتم

بعد اونم کلی آزمایش جور واجور گرفتن

جدیدا حس می کردم تو قفسه سینم مخصوصا سمت چپ با گلو و گردنم درد دارم

که درد قفسه سینم بعضی وقتا انقد شدید بود میرسید به تنگی نفس

این اواخرم که سر درد و سرگیجه

برای معاینه قلب که رفتیم نوار قلب گرفت که باتوجه به این که ما خانوادتن دریچه میترالمون

مشکل داره یکم توش مشکل بود که البته خیلی جدی نیست

البته من کم نارسایی قلبم داشتم که بر می کشت به همون بچگی

توی نوار گفت من ضربان اضافه دارم و آریتمی قلبیه احتمال زیاد.

بعدشم که مشکلمو که گفتم گفت تپش قلب داری

عواملشم نام برد که بفهمیم دلیلش چیه

خداروشکرم من اغلب دلیلاشو داشتم :

کم خونی

قند خون پایین

مصرف کافئین زیاد

بالا بودن نیکوتین خون

تغییرات هورمونی

اسپری های آسم

مسکن ها

استرس

مشکلات روانی و غم زیاد

مواد مخدر

داروهای محرک و ....

که من جز اون دوتای آخر قشنگ همش شامل ام می شد .

ازم پرسید ورزش سنگین میکنم یانه

که گفتم خیلی وقته گذاشتمش کنار کم کم

بعد یه جوری مرموز نگام می کرد که مطمئن بودم اگه مامانو نمیشناخت

می گفت حتما یا الکل مصرف میکنی یا سیگار زیاد میکشی ..

چون اصولا چهار تا دلیل بیشتر نداره

منم که اینو میدونستم پای وراثت  این که هم از طرف مادر هم از طرف پدر بیمار قلبی داریم

رو کشیدم وسط...

درصورتی که میدونستم دارم زر میزنم همش زاده دست خودمه

اما قطعا حوصله نداشتم بگه باید سیگار و بذارم کنار

و هر 8 ثانیه یه نفر میمیره به خاطرش (چیزی که همه دکترا میگن)

از طرفی ام مامان اگه میفهمید شرایطم از الان بدتر میشد

پرسیدم درمانش چیه ؟

که گفت اغلب تغییر شیوه زندگی ولی این درمورد شما که میگین ارثشو دارین جواب نمیده

یه سری دارو داد و  گفت فعلا نیازی به تخریب بافت و جراحی نیست

منم انقد ازش سوال پرسیدم بدبخت خل شد

آخرشم گفت : قشنگ معلومه تجربیه رشتت .

 اگه حال داشتم میذاشتمش سر کار میگفتم انسانیم

ولی دیگه حسش نبود..

نوار مغزم گرفتن که در اون مورد کاملا سالم بودم

برای چکاب اندام های داخلی به هیچ وجه زیر بار آندوسکوپی نرفتم

چون میدونستم نمی تونم تحملش کنم

اما برای زخم معدم دارو داد دکتر

مقاومت معدم در برابر باکتریها کم شده و دلیلشم باز همون سیگاره

اما اصلا جدی نیست

اصولا سیگار کشیدنم به شدت گند زده به سیستم بدنم

مخصوصا ریه هام و قلبم

اما خب کنار نمیذارمش

فقط خوبی سیگاری که میکشم اینه

روی پوست و مو و دندون تاثیرش کم تره

گرچه بخوای نخوای رو دندون اثرشو میذاره

امروز خوندم نوجواناني كه سيگار مي كشند به طور معمول قلبشان (4ـ3) ضربه بيش تر از قلب نوجواناني كه سيگار نمي كشند  مي زند و دقیقا دلیل ضربه های اضافی قلبمو فهمیدم

بخوایم مثبت نگا کنیم خوبیش این بود مغز و استخونام سالم بودن

سردردامم که بیشتر عصبی ان و مال کم خوابیه

واسه معاینه چشم نرفتم چون تازه رفته بودم و حوصله شر و وراشو که بگه گمتر گریه کنم

(با این که خیلی وقته گریه ام نمی کنم ) رو نداشتم .

تست ورزشم دکتر تشخصی داد لازم نیست

و چقدر دعاش کردم که مجبور نشدم الکترودا رو روی سینم تحمل کنم

واسه چکاب ریه نرفتم و قطعا گند زدم به اسم چکاب کامل

چون میدونستم اگه بخوام برم قطعا میفهمن سیگار میکشم

رفتم پیش دکتر خودم

که گفت آسمی که داشتم تشدید شده و

سرفه هام به خاطر برونشیت مزمنه که سرفه های مزمن با خودش داره 

که عامل برونشیتم تا 80 درصد سیگاره و بقیشم به نارسایی ریه هام ربط داره

اونم یه سری دارو نوشت و گفت ترک سیگار می تونه کمکم کنه...

تنگی نفسمم گفت به خاطر همون مشکل قلبی و مشکل ریویم خیلی عادیه

و راهی جز تحملش ندارم

درضمن گفت من یه دیوونه تموم عیارم

و گفت دفعه بعد تنها نبینتم....

دردناک ترین بخشی که خودم میدونستم این بود که سیگار روی تارای صوتیم اثر گذاشته

و البته بخشیشم مال همون شبه آسمیه که حالا کم کم داره تبدیل میشه به خودش

از طرفی این برونشیت هم  دیگه اجازه نمی ده بخونم....

کاش می شد کاری واسه کم خوابیم کرد

جدیدا در روز به زور خیلی بخوابم پنج ساعته !

بعد این همه معاینه حس میکنم به هیچکدومون احتیاج نداشتم

فقط دردامو بیشتر فهمیدم

حس میکنم نیاز دارم به یه روانپزشک که روحمو آروم کنه

روانپزشکی که ناشناس باشه و قابل اعتماد

و خودم انتخابش کنم

نیاز دارم واسه یکی حرف بزنم

یکی کنارم باشه

واسه یکی گریه کنم

یکی نگرانم باشه

هیع......!

انقدر این روزا تو خونه شرایط واسم سخت شده

دلم میخواد حرف آرمان که گفته بود باید بستری شم اجرا شه

انقد وضعم بده که تیمارستانو ترجیح میدم به خونه

این روزا فقط دنبال یه دلیلم تو زندگیم

دیشب که میگفتم فکر میکنم به رفتن و دوستم اصرار داشت اشتباه می کنم

ازش خواستم واسم بگه چرا بمونم

و اون هیچ جوابی نداشت!

دیشب مطمئن تر شدم که حسم فاز برداشتن نیست

یه زخم عمیقه !

مطمئن شدم به درست بودن کارم

امروز فکر میکردم بعد مرگم قطعا نمی شه اعضای بدنمو اهدا کرد

اما میشه کاری کرد بعد مرگم بدنمو واسه تشریح بسپرن

به نظرم بهتر از هیچی عه

مخصوصا که خیلی خیلی ادمای کمی حاضر میشن این کارو بکنن

نمی دونم !

هیچی نمی دونم ....

فقط میدونم روح و جسمم خیلی خستن!

  • سلام به وبلاگ من خوش آمدین

  • این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

  • با فنجان چایی هم میتوان مست شد

  • ؟ را در تاریخ دوشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • ها؟ را در تاریخ دوشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • چرا؟ را در تاریخ پنجشنبه ششم آذر ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ پنجشنبه ششم شهریور ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ چهارشنبه پنجم شهریور ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ سه شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد
  • را در تاریخ یکشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۹ ارسال کرد