با قلبى اِشباع از غمِ دورى
روى كاغذى پوسيده از دلتنگى
با قلمى كه مدتى ست نفسى براى ثبت واژه ها ندارد؛
به ياد "تو"،
منِ پيش از "تو" و
آغوش بى رقيبى كه به زندگى، چاشنىِ آرامش ميبخشد
بى تعلل شبانه روز مينويسم و مينويسم..
افسوس!
نخواستى كه بمانى و بخوانى...
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد