خب ، حس میکنم نیازه به توضیح یه سری چیزا!
من اصولا آدم آرومی ام
آروم ، ساکت و به گفته بقیه مرموز یا حتی شاید مغرور
من ابدا آدم آروم و ساکتی نبودم
به دلایلی چند وقتی میشه که اینجوری ام
یعنی از یه جا نیاز شد که من بزرگ شم و شیطنتامو کنار بذارم !
من توی دنیای واقعی آدم مرموزی ام چون دلیلی نمی بینم بر این که
افراد از زندگی من سر در بیارن !
من خیلی آدم مغروری نیستم ، ولی فک نکنید غرور چیز لازمی نیست !
چیز لازمیه !
من اینجا ابدا ادم مغروری نیستم چون شماها کسایی نیستین که
من بخوام پیشتون غرور داشته باشم
این روزا روزایی عه که من دارم در عین این که هیچ کاری نمی کنم حسابی کار می کنم!
در کل روزای کسل کننده و بی حوصله ایه !
حتی حوصله چیزای سرگرم کننده رو هم ندارم !
این که می بینین من گاهی بی حوصله و بد اخلاقم یکمو به بزرگی خودتون ببخشید!
من مدلم اینه که خیلی قاطی نمی شم با آدما
این روزا مخصوصا خیلی بهم ریخته و بی حوصلم
با کسی حرف نمی زنم
حرفم بزنم گاهی با سپیده است...
اونم نه درمورد حال و اوضاعم!
اگر کسی از دست من دلخور شده دلیلش ایناست !
من هم چنان ازتون عذر می خوام
ولی این روزا روزایی نیست که آروم باشم و بتونم تمرکز کنم !
شما قضاوتم نکنین !
در کل شرمنده رفقا!
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد