روز به شدت بدی بود
کسل کننده و اعصاب خورد کننده
غروب جمعه خیلی دلگیری بود ، خیلی زیاد!
بیکار که میشم دلتنگیام بیشتر به چشم میاد
کلا این روزا همش تو اتاقمم
خیل کم میام بیرون و با کسی حرف میزنم
چون بقیه ام تو خونه موندن حوصلشون سر رفته
به همدیگه گیر میدن
مثلا چرا اینجوری را میری
چرا فلان کارو میکنی
چرا ال
چرا بل
چرا نفس میکشی :/
هی ام همه قصد دارن همه چی رو تحلیل کنن و پس از یه بحث چرت
حرف خودشونو به کرسی بشونن
مامانمم که کلا شیوه زندگی منو زیر نظر گرفته :/
من نخوام کدبانو درام کیو باید ببینم آخه ؟
این روزا کلا اصلا خیلی کم حرف میزنم
مگه مجبور باشم
بقیه ام که تا کار نداشته باشن پیام نمیدن :/
دلم امروز خیلی تنگ بود
ولی خب کاریش نمیشه کرد
چقدر دلم می خواست مث بقیه شمال بودم
خوش به حالشون
کلا هرکی رو میبینی بیرونه
من فقط نشستم تو خونه
حوصلم سر رفته
هیچکس نیست دور و برم حتی باهاش حرف بزنم
گرفته و ناراحتم هستم :(
هی ، زندگانی :(((
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد