امشب وحشتناک ترین شب ساله برام !
حداقل کاش امشب کر بودم !
مطمئنم یه لحظه قلبم نزد ، نفس نکشیدم ، مغزم کار نکرد!
بیش از اندازه خودم خراب بودم ، حالا مث یه ویرونه ام !
انقدر همه چی تلخ و ترسناکه که
حتی انگشتام جرات تایپشونو ندارن !
انقدر گریه کردم چشام میسوزه
کلمه کلمه رو با درد نوشتم !
انقدر داغونم خدا میدونه !
من توان یه از دست دادن دیگه رو ندارم
خودت کمکم کن!
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد