دیشب با همه افکار مزخرفی که داشتم مطمئن بودم کابوس می بینم
کابوسم دیدم ولی مزخرف ترین کابوس عمرمو
تا صبح که البته نه چون صبح تازه خوابیدم ، از ساعت 6 صبح تا 2 بعد از ظهر داشتم خواب مزخرفو میدیم
خواب 3 عدد خواستگار :////
یعنی یاصلا یه وضعی بودا
وسطش پاشدم رفتم دشوری
اومدم خوابیدم دوباره از ادامش ددیدم :/
کلا از وقتی مدارس تعطیل شده من خسته نمیشم
بعدشم سخت خوابم میبره
بعد هرشب یه ماجرای جذابو تو خواب میبینم!
زیبا نیست ؟
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد