امروز روبه روی آینه نشستم و خلوت کردم با خودم
دقیق شدم توی جز جز چهرم
دقیق شدم توی چشمای آبی به قول هیربد وحشی و به نظر من مخموری
که اخیرا یخ زده و بی روحن
دقت کردم به موهای شاید خرمایی بلند تا به حال کوتاه نشدم
که از اعماق وجودم خوشحالم پارسال که به سرم زد کوتاهشون کنم ،
با تمام کلافگیم این دیوونگی رو نکردم
به پوست سفید و جوش سیاه زیر پوستی مزاحم
به ابروهای پر شده و پهن صورتم
و بعد دوست داشتنی ترین و پررنگ ترین جزو صورتم
لبام
که حالا از وقتی اون لعنتی رو کنار گذاشتم
کبودی کم رنگ روش از بین رفته
یکم بعد که بهخودم اومدم
دیدم خیلی وقته با دختر توی اینه قهرم
خیلی وقته دوسش نداشتم
و به فکرش نبود
یکم بعد اروم زمزمه کردم :
من خیلی دوست دارم
با همه بدیات و کم و کاستیات دوست دارم
امروز من بودم و روح نا آرومم و دختری که خودم به جای تمام کمبود اغوش هاش بغلش کردم
و اروم با هم گریه کردیم !
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد