انحنای روح من،
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم، شکسته است...
کتف گریه های بی بهانه ام،
بازوان حس شاعرانه ام،
زخم خورده است...
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا..!؟
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد